السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

489

تفسير الميزان ( فارسي )

رسالت در اين جداسازى دخالت داشته ، و مراد به جعل قبله سابق ، جعل آن در حق مسلمانان است ، و گر نه اگر مراد مطلق جعل باشد ، آن وقت مراد برسول هم مطلق رسول مىشود ، نه رسول اسلام ، و ديگر در آيه التفاتى به كار نرفته ، به سياق طبيعيش جريان يافته بود ، چيزى كه هست اين احتمال مختصرى بعيد به نظر مىرسد . و ثانيا آن نمازهايى كه مسلمانان بسوى بيت المقدس خواندند تكليفش چيست ؟ چون در حقيقت نماز به طرف غير قبله بوده ، و بايد باطل باشد ، از اين توهم هم جواب ميدهد : قبله ما دام كه نسخ نشده قبله است ، چون خداى تعالى هر وقت حكمى را نسخ مىكند ، از همان تاريخ نسخ از اعتبار مىافتد ، نه اينكه وقتى امروز نسخ كرد دليل باشد بر اينكه در سابق هم بى اعتبار بوده ، و اين خود از رأفت و رحمتى است كه به مؤمنين دارد ، و عهده دار بيان اين جواب جمله : * ( ( وَما كانَ اللَّه لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ ، إِنَّ اللَّه بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ ) ) * الخ است ، و فرق ميانه رأفت و رحمت بعد از آنكه هر دو در اصل معنا مشتركند ، اين است كه رأفت مختص به اشخاص مبتلا و بيچاره است ، و رحمت در اعم از آنان و از غير آنان استعمال مىشود . * ( ( قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ ، فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها ) ) * الخ از اين آيه بدست مىآيد كه رسول خدا ( ص ) قبل از نازل شدن حكم تغيير قبله ، يعنى نازل شدن اين آيه ، روى خود را در اطراف آسمان مىگردانده ، و كانه انتظار رسيدن چنين حكمى را مىكشيده ، و يا توقع رسيدن وحيى در امر قبله داشته ، چون دوست ميداشته خداى تعالى با دادن قبله اى مختص به او و امتش ، احترامش كند ، نه اينكه از قبله بودن بيت المقدس ناراضى بوده باشد ، چون حاشا بر رسول خدا ( ص ) از چنين تصورى ، هم چنان كه از تعبير ( ترضيها ) ، در جمله * ( ( فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها ) ) * فهميده مىشود : قبله اختصاصى را دوست ميداشته ، نه اينكه از آن قبله ديگر بدش مىآمده آرى دوست داشتن چيزى باعث دشمن داشتن خلاف آن نيست . بلكه بطورى كه از روايات وارده در داستان ، و شان نزول اين آيه برمىآيد يهوديان مسلمانان را سرزنش مىكرده‌اند : كه شما قبله نداريد ، و از قبله ما استفاده مىكنيد ، و با بيت المقدس به مسلمانان فخر مىفروختند ، رسول خدا ( ص ) از اين باب ناراحت ميشد ، شبى در تاريكى از خانه بيرون شد ، و روى بسوى آسمان گردانيد ، منتظر بود وحيى از ناحيه خداى سبحان برسد ، و اين اندوهش را زايل سازد ، پس اين آيه نازل شد ، و بفرضى كه آيه اى نازل ميشد ، بر اينكه قبله شما مسلمانان هم همان قبله سابق است ، باز حجتى ميشد براى آن جناب عليه يهود ، چون نه رسول خدا ( ص ) ننگ داشت از اينكه رو به قبله يهوديان نماز بخواند ، و نه مسلمانان زيرا عبد به غير اطاعت و قبول ، شانى ندارد ، لكن آيه شريفه قبله اى جديد براى مسلمانان معين كرد ، و سرزنش يهود و تفاخر